مکاتب طب بعد از اسلام

طب اسلامی یا پزشکی اسلامی یکی از مشهورترین و شناخته‌ترین جنبه‌های تمدن اسلامی در جهان است و یکی از شاخه‌های علم است که مسلمانان در آن پیشرفت‌های بسیاری داشته‌اند. این مکتب پزشکی، که در آغاز تاریخ اسلام پدید آمد، نه تنها به خودی خود ارشمند است، بلکه پیوسته نزدیکی با دیگر دانش‌ها و به ویژه دانش فلسفه داشته‌است. به همین دلیل‌است که از گذشته، در جهان اسلام، مرد حکیم پزشک نیز بوده است و فیلسوف و پزشک هر دو را با نام حکیم می‌خوانده‌اند.

ادامه نوشته

مسؤوليت پزشكى در اسلام

بي‌ترديد خداوند متعال آفريننده همه چيز است, اوست كه دانا و ناظر بر هر آنچه در جهان است. به بندگانش دانا و بصير است, فرموده: «مالكيت ( و حاكميت) آسمان‌ها و زمين از آن اوست, زنده مي‌كند و مي‌ميراند و او بر هر چيز تواناست, اول و آخر و پيدا و پنهان آن است و او بر هر چيز داناست, او كسي است كه آسمان‌ها و زمين را در شش روز «شش دوران» آفريد, سپس بر تخت قدرت قرار گرفت ( و به تدبير جهان پرداخت), آنچه را در زمين فرو مي‌رود مي‌داند و آنچه را كه از آن خارج مي شود و آنچه از آسمان نازل مي‌گردد و آنچه به آسمان بالا مي‌رود و هرجا باشيد او با شماست و خداوند نسبت به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست.»1 كه در اين رابطه آيه‌هاي بسياري نازل شده است.

خداوند متعال نسبت به بندگانش بخشنده و آمرزنده است و خير و صلاح و سعادت آنان را مي‌خواهد, خداوند متعال فرموده است: «او كسي است كه آيات روشني بر بنده‌اش (محمد) نازل مي‌كند تا شما را از تاريكي‌ها به سوي نور ببرد و خداوند نسبت به شما مهربان و رحيم است.» 2

و در سوره‌اي ديگر فرموده است:«به نام خداوند بخشنده بخشايشگر, ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است  (خداوندي كه بخشنده و بخشايشگر است) و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته»3 كه در اين مورد نيز آيه‌هاي بسياري نازل شده است.

اگر خداوند متعال احكامي را كه امور معاش و معاد (از جمله احكام قصاص) را براي بندگانش تشريح كرده است, به وسيله اين احكام سعادت و كمال و حفظ آنان را از لغزش يا سقوط در دره‌هاي سركشي و گمراهي و ضلالت, مي‌خواهد, همانطوري كه اولين آيه از سوره حديد به اين مطلب اشاره كرده است.

هنگامي كه از امام باقر (عليه‌السلام) در رابطه با علت تحريم ميته, خمر, گوشت خوك و خون سؤال شد, امام در جواب فرمودند: «خداوند متعال آنها را بر بندگانش حرام نكرده است بلكه ماوراي آنها را نيز از رغبات حلال كرده است و پرهيزي از آنچه حرام كرده است نيست, ولي  او خلق را آفريد و به آنان آنچه بدن‌هايشان انجام مي‌دهند و آنچه به صلاح آنان است, آموخت و آن را بر بندگانش حلال كرد و آن را مباح دانست و آنچه به زيانشان هست نيز آموخت و آنان را از انجام آن برحذر داشت, سپس آن را بر كسي كه ناچار و بدنش جز با آن نمي‌تواند دوام بياورد, حلال كرد.»4

ادامه نوشته