آنچه که پيرامون “اخلاق پزشکي” در صفحه سلامت مي خوانيد، ماحصل زحمات و همکاري تني چند از پزشکان و صاحب نظران ارجمند است که طي چند شماره تقديم حضورتان خواهد شد. اسامي عزيزاني که نگارش  انديشمندانه اين سلسله مقالات را به عهده داشته اند عبارتند از؛ دکتر سيد ضياء الدين تابعي (مدير گروه اخلاق پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شيراز)، دکتر احسان الله محمدي (پژوهشگر)، دکتر عبدالحسين روح الاميني نجف آبادي (رياست سابق انستيتو پاستور ايران)، دکتر پرويز مولوي (مدير گروه روانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي اردبيل)، دکتر کيوان شکرايي، دکتر سيد علي نجومي، آقاي هومن کاغذيان (کارشناس ارشد ايمونولوژي) و مهندس سپاهي.
سقط جنين Abortion()
سقط جنين را از نظر پزشکي به انواع زير مي توان تقسيم نمود:
سقط خود به خودي Spontaneous Abortion()
مواردي که به علت عوامل مختلف شناخته و يا ناشناخته جنين سقط مي شود.
سقط القاء شده Induced Abortion()
سقط القاء شده را مي توان به دو دسته تقسيم کرد؛ سقط به واسطه سلامتي مادر يا جنين و سقط ديگر که هيچگونه اختلال بدني در مادر و جنين وجود ندارد و ممکن است به دلايل خاص خانوادگي درخواست گردد که اين نوع اخير را سقط عمدي و در کشورهايي که به علت موازين شرعي و اخلاقي ممنوع است، سقط جنايي مي نامند. سقط هاي عمدي در حوزه اخلاق پزشکي مورد بحث قرار مي گيرند:
الف) سقط در زماني که سلامت مادر قويا در خطر است و به نحوي است که اگر مادر فوت کند، جنين هم بالطبع فوت مي نمايد. در اين شرايط قانون عقلي اهم و مهم حکم مي کند که حداقل از بين دو موجود زنده، زندگي يکي حفظ و نگهداري شود. لذا در اين موارد با رعايت شرايطي سقط جنين مي تواند مجاز باشد و محذور اخلاقي ندارد، مشروط بر اينکه جنين از نظر ساختمان بدني کامل نشده باشد. احکام فقهي و شرايط خاص پزشکي اين کار در کتب فقهي و قانوني ذکر گرديده است.
ب) سقط به علت ناهنجاري هاي مادرزادي که موضوع قابل بحث در محافل اخلاقي و فقهي مي باشد و بر اساس اصل احترام به کرامت انسان حتي در صورت نقص بدني و بيماري قطعا اين سقط، به شکل کلي مجوز اخلاقي ندارد.
ج) سقط عمدي بدون هيچگونه اشکال در مادر و جنين از نظر اکثريت محافل اخلاقي و فقهي مجاز نمي باشد، دراين مورد حتي کساني که پايبند به اصول حقوق بشر بوده و مقيدات مذهبي ندارند؛ چنانچه اصل عدالت را به عنوان اولين اصل در حقوق انسان ها پذيرفته باشند، سقط جنين را غير عادلانه مي دانند.
ديدگاه فلسفي که به اصل وجودي انسان توجه دارد، سقط جنين را در هر شرايطي مجاز نمي داند. بدين ترتيب که همان طور که قبلا بيان شد، فلسفه علم پزشکي بر اصل اتکا به فلسفه کلي خلقت، پيوسته بايد پاسدار حيات و کمال باشد. از طرف ديگر مشکلات و نقايص طبيعي از جمله اموري هستند که از اراده و تفکر انسان مي خواهند تا براي آنها راه حل پيدا کند. نه اينکه بخواهد با ايجاد نقصي، نقص ديگري را به علت رفاه طلبي و خودخواهي موقتا چاره جويي نمايد. به عبارت ديگر با بهانه قرار دادن بيماري و نقص و خدشه دار کردن اصل موضوع، با فلسفه علم پزشکي سازگار نمي باشد و با اين کار علم پزشکي شاهد هيچگونه پيشرفت و تکاملي نخواهد بود.
دليل ديگر اينکه، بر اساس اصل آزادي و قداست انسان ها، هر انساني تا آنجا که ممکن است نبايد مخل آزادي ديگري باشد. کساني که به جنين غير قابل دفاع حمله برده و او را از بين مي برند، در واقع به نوعي در آزادي وي مداخله نموده اند و بخصوص اگر در نظر بگيريم که بدن - چه سالم و چه ناقص- عامل تکامل روح مي باشد، در اين صورت اگر مداخله اي صورت گيرد در راه آزادي و تکامل فرد خدشه وارد مي گردد. بنابراين بر اساس اصول فلسفي ذکر شده هيچ عقل سليمي، سقط جنين را تائيد نمي کند و تنها گروهي که فلسفه زندگي آنها منفعت موقت، آني و زودگذر اين جهان است بر اساس يک نوع کوته نگري ممکن است طرفدار سقط جنين باشند.
اتانازي Euthanasia()
کلمه اتانازي که نخستين بار توسط فيلسوف انگليسي فرانسيس بيکن استفاده شد، از پيشوندEU  به معني خوب و زياد وthanatus  تشکيل شده و به معني کشتن ترحم آميز بيماري که اميدي به نجات و بهبود او وجود ندارد، مي باشد. اتانازي را مي توان به سه نوع تقسيم بندي کرد:
1- اتانازي فعال Active() به وسيله تجويز داروي کشنده يا هر وسيله ديگر از طرف پزشک.
2- اتانازي غير فعال Passive() با خودداري از ادامه درمان.
3- اتانازي غير مستقيم، به وسيله قرار دادن دارو به مقدار زياد در دسترس بيمار به نحوي که بيمار به آساني بتواند وسيله خودکشي خود را فراهم نمايد.
اتانازي طبق همان اصول ياد شده در مورد سقط جنين مجاز نمي باشد، چون با اصل آزادي روح در فلسفه پزشکي که عبارت از پاسداري حيات است منافات دارد.
 مرگ مغزي Brain death()
مرگ مغزي به معناي از بين رفتن کليه اعمال کورتکس و ساقه مغز است. مرگ مغزي هنوز از نظر صاحب نظران علوم به قطعي پذيرفته نشده و نکات مبهمي در اين باره وجود دارد. ولي به نظر مي رسد چنانچه هيپوکسي و آنوکسي بيش از15  دقيقه به طول انجامد، مرگ مغزي قطعي است. معيارهايي که براي مرگ مغزي ارائه شده است به قرار زير مي باشند؛
1- بيمار به تحريک وارده هيچگونه جوابي ندهد و عمده واکنش هاي وي از بين رفته باشد.
2- دستگاه الکتروآنسفالوگرام امواج مغزي را ثبت ننمايد و به عبارت ديگر امواج صاف شده باشد.
3- چنانچه دستگاه تنفس مصنوعي قطع شود بيمار قادر به تنفس خود به خود نباشد.
مرگ مغزي بايد با مثبت بودن هر سه معيار فوق تشخيص داده شود و فقط وجود يک معيار پذيرفته نيست.
نکته اي که در اينجا لازم به يادآوري مي باشد اين است که آيا مرگ مغزي معادل مرگ قطعي مي باشد؟ در اين باره نيز اختلاف نظرهايي وجود دارد. چون اگر مرگ مغزي معادل مرگ قطعي نباشد تصميم گيري در مورد ادامه اتصال دستگاه به بيمار و همچنين استفاده از اعضاي وي براي پيوند و بالاخره مسائل حقوقي و ارثي بيمار کماکان نظير تصميم در مورد شخص زنده خواهد بود.
حال چنانچه از نظر فقهي، مرگ مغزي به عنوان مرگ قطعي پذيرفته نشود، تائيد آن بايد توسط شورايي مرکب از متخصصين اعصاب، جراح اعصاب، بيهوشي، قلب، نماينده پزشکي قانوني و دادستاني صورت گيرد و هيچ کدام از اعضاي اين شورا نبايد در امور پيوند اعضاء دخالتي داشته باشند. استفاده از اعضاي فرد دچار مرگ مغزي نيز بايد شامل قواعد حقوقي، فقهي و اخلاقي باشد تا آثار سوء استفاده آن از بين برود.
سقط جنين، اتانازي، مرگ مغزي همگي در يک اصل مشترک مي باشند و آن عبارت است از تصميم گيري در مورد قطع حيات انساني که مي تواند بالقوه و بالفعل آگاه، هوشيار و عاقل (در مورد اتانازي) و يا ناآگاه، بيهوش و فاقد قوه عاقله مميزه باشد. لذا در اين گونه موارد همواره بايد اصل و پشتوانه هاي فلسفي زير را در نظر گرفت؛
1- فلسفه عمومي:
بر طبق فلسفه عمومي، حيات يک امر وجودي است و بايد به وجود آن (با هر درجه اي که باشد) احترام گذاشت.
2- فلسفه علم پزشکي:
که عبارت است از حفظ حيات تا حد امکان.
3- فلسفه حيات انساني:
مقدم بودن روح بر بدن و مرکب بودن بدن براي روح و استفاده روح از اين مرکب براي رسيدن به خوبي.
4- فلسفه حيات اجتماعي:
اگر به حيات فردي به آساني خدشه وارد شود بنياد اجتماعي بشر نيز ريزش خواهد نمود.
5- پيشرفت هاي علمي:
با پيشرفت هاي سريع علمي و تکنولوژي، ممکن است موجودي که حکم به قتل آن داده ايم بتواند زنده بماند.
لذا به دانشجويان و پزشکان توصيه مي شود به عنوان مشاوره و اجرا تا آنجا که ممکن است وارد اين قضيه نشوند، مگر زماني که مسئله آنها از نظر فقهي اخلاقي کاملا روشن و بي شبهه شده باشد.
6- پيوند اعضاء Tissue Tronsplantion()
پيوند اعضاء را از نظر پزشکي مي توان به انواع زير تقسيم نمود:
1) پيوند از شخص به خودش Autologus().
2) پيوند از شخص زنده به شخص زنده ديگر مانند پيوند کليه.
3) پيوند ارگان هاي شخصي که دچار مرگ مغزي است ولي  ارگان هاي ديگر او کار مي کند، لذا با قطع دستگاه تنفس مصنوعي، مي توان از اجزايي نظير قلب، کبد و کليه براي پيوند استفاده نمود.
4) پيوند از شخصي که کاملا فوت شده است. از اين طريق مي توان از قرنيه و استخوان وي استفاده نمود.
5) پيوند بافت حيوان به انسان.
رعايت مسائل اخلاقي، فقهي و حقوقي بيشتر مربوط به موارد3 ،4  و5  مي باشد. به عنوان مثال چنانچه مرگ مغزي پذيرفته شده باشد و رضايت متوفي و وارثان بيمار جلب شده باشد، به نظر مي رسد که پيوند بلامانع باشد.
در مورد پيوند قرنيه و استخوان از شخص ميت با رعايت موازين فقهي و حقوقي بلامانع است.
پيوند از حيوان به انسان نيز مي تواند بلامانع باشد به شرطي که جزئيات فقهي آن روشن باشد (مخصوصا از حيواناتي مثل خوک و سگ برداشته نشده باشد.)
7- پيشگيري و تنظيم خانواده
درمورد پيشگيري و تنظيم خانواده چنانچه عمل پيشگيري از حاملگي قبل از رسيدن اسپرم به تخمک زن باشد و اشکالات جسمي و رواني براي زوجين ايجاد ننمايد و ضمنا قابل برگشت نيز باشد، از نظر فقه اسلامي و شئونات اخلاقي بلامانع است، البته بعضي از مکاتب فقهي و ديني حتي پيشگيري را مجاز نمي دانند.
نازايي و عقيمي In Fertility()
از نظر پزشکي، نازايي و عقيمي را مي توان به مواد زير تقسيم نمود:
الف- اسپرم، تخمک و همچنين رحم سالم است ولي اشکالاتي در رسيدن اسپرم به تخمک وجود دارد و يا وارد شدن تخمک لقاح يافته به رحم دچار اشکال است. در اين زمينه چنانچه به توان با مداخله پزشکي، مانع را بر طرف و حتي اسپرم و تخمک را در خارج از رحم به هم رساند و تخمک بارور شده را در رحم قرار داد، هيچگونه منع اخلاقي و شرعي ندارد به شرطي که مداخله هاي پزشکي موجب بروز فعل حرامي نباشد.
ب- اسپرم سالم و رحم سالم است ولي تخمک به آساني قابل دسترسي نيست. شايد با ازدواج با خانم ديگري و استفاده از تخمک وي با اسپرماتوزئيد شوهر و قراردادن تخمک لقاح يافته در رحم زوجه اول مسئله قابل حل باشد.
ج- اسپرم و تخمک سالم ولي رحم آمادگي ندارد، در اين مورد نيز با ازدواج دائم و موافقت با خانم ديگري مي توان مسئله را حل نمود.
د- اسپرم معيوب ولي رحم و تخمک سالم هستند در اين حالت جواب مسئله آسان نمي باشد.
ه— اسپرم و تخمک سالم است. اگر موضوع اجاره کردن رحم بدون ازدواج مطرح باشد، پاسخگويي آسان نيست و مسئله بايد توسط فقها و پزشکان مورد ارزيابي دقيق قرار گيرد.
8- تحقيقات بيومديکال Biomedical Researches()
منظور از تحقيقات بيومديکال آن دسته از تحقيقاتي هستند که الزاما بايد روي انسان انجام شود تا آثار مفيد و مضر داروها معلوم گردد. اگر چه بسياري از تجربه ها را مي توان بر روي حيوانات انجام داد که آن هم در بعضي موارد قابل تامل و بررسي است، ولي بعضي از تحقيقات منحصرا يا نيمي از آن بايد روي انسان انجام شوند. در اين گونه موارد نيز توجه کامل به اصول فلسفي گذشته ضروري مي باشد. از آنجا که هميشه افرادي در حوزه علم پيدا شده که دست به کارهايي مي زنند که ممکن است قداست و حقوق انسان ها ناديده گرفته شود،  سازمان هاي حقوقي و بين المللي و همچنين مکاتب فقهي و ديني در اين مورد اعلاميه ها و فتواهايي صادر نموده اند که توجه و رعايت دقيق آنها ضروري است. در اين ميان، بيان اعلاميه هلسينکي که از طرف سازمان بهداشت جهاني ارائه گرديده است ذکر مي گردد:
a .انجام تحقيق بيومديکال روي انسان بايستي با موازين پذيرفته شده علمي مطابقت داشته باشد و بر اساس تجربه هاي آزمايشگاهي و حيواني کافي و شناخت کامل از اطلاعات علمي تدوين شود.
b. طراحي و اجراي هر روش آزمايشگاهي بايد در يک قرارداد رسمي تحقيقاتي به روشي تدوين شده باشد.
c . تحقيقات روي انسان بايد منحصرا توسط افرادي که از نظر علمي صلاحيت دارند و زير نظر پزشکي که از نظر باليني تبحر داشته باشد انجام گيرد.
d. تحقيق در صورتي موجه است که اهميت و نتايج آن بر خطرات آن برتري داشته باشد.
e. اسرار و رازهاي فرد مورد آزمايش بايد محفوظ باشد.
f .جبران ضرر و زيان هاي وارد به فرد از نظر رواني، اجتماعي و اقتصادي تضمين شده باشد.
g .هر لحظه که خطر و علائم آن مشهود گردد بايد بلافاصله تحقيق قطع گردد.
h .  در انتشار نتايج بايد صحت اطلاعات رعايت شود.
i .بايد رضايت آگاهانه از فرد دريافت گردد.
j .هنگام اخذ موافقت نامه هيچ گونه محذوريتي در بين نباشد.
k .در مورد مهجوران بايد موافقت آگاهانه بر طبق قوانين کشوري از قيم آنان اخذ شود.
l. در هر طرح، نکات اخلاقي لحاظ شده باشد.