جایگاه اخلاق در جنبش نرم افزاری
جایگاه اخلاق در جنبش نرم افزاری
رابطه میان علم و اخلاق همواره محل تعارض دیدگاهها و سلایق گوناگون بوده است. این تعارض دیدگاهها به میزان استقلال، تعامل و یا تقابل میان این دو در هر دو ساحت فردی و اجتماعی بشر بر می گردد.
جنبش نرم افزاری که بر محوریت تولید علم و دانش شکل گرفته است نمی تواند نسبت به مقوله اخلاقیات و نسبتهای مختلف آن با تولید علم بی تفاوت باشد. جامعه امروز ما چه از لحاظ دینی و چه از لحاظ انسانی و مولفه های عرفی مقید و متعهد به الزامات اخلاقی در سطوح مختلف است. از این رو کار آمدی و تاثیر گزاری جنبش نرم افزاری در جامعه امروز ما در تعامل و پیوندی است که با مقوله اخلاقیات برقرار می کند.
جامعه اخلاقی چه به عنوان یک هدف و چه به عنوان یک بستر نیازمند مولفه های حیات اخلاقی است. زیست اخلاقی در یک بستر اجتماعی امری گسترده و ملتزم به کلیه مولفه های زیستی است. به عبارت دیگر اخلاقی زیستن مقوله ای است که کلیه جنبه های حیاتی بشر را از جمله تولید علم و معرفت در بر می گیرد.
مصطفی ملکیان معیارهای این زیست اخلاقی را اینگونه بر می شمارد:
الف) عدهاي غرض از اخلاقي زيستن را هماهنگ كردن افراد جامعه ميدانند، يعني در يك جامعه (اعم از جامعه بزرگ جهاني يا جوامع بسيار بسيار كوچك) افراد با خواستههاي بسيار متعدد و مغاير و گاه معارض با يكديگر زندگي ميكنند كه اخلاقي زيستن موجب هماهنگي خواستههاي اعضاي اين جامعه ميشود.
ب) بعضي بر اين باورند كه اخلاقي زيستن فقط براي هماهنگ كردن اعضاي جامعه نيست، بلكه دستيابي به آرمانهاي اجتماعي فقط در جامعهاي كه شهروندان آن اخلاقي زندگي ميكنند، قابل تحقق است. اين آرمانهاي بزرگ اجتماعي عبارتند از: 1) نظم،2) امنيت، 3)رفاه، 4)آزادي، 5)عدالت
ج) برخي از فيلسوفان اخلاق گفتهاند كه غرض از اخلاقي زيستن، امور روانشناختي است و در حوزه امور اجتماعي نيست، بلكه اخلاقي زندگي ميكنيم چون حالت روانشناختي مطلوب ما فقط با اخلاقي زيستن حاصل ميشود.
د) عدهاي ديگر، معتقدند اخلاقي زيستن به كمال انسان كمك ميكند. شكوفايي تمام طبيعت انسان يعني از قوه به فعل رسيدن تمامي استعدادها و قوايي كه در درون ما به وديعت نهاده شده در گرو اخلاقي زيستن است. (1)
برای نسبت سنجی بهتر میان اخلاق و علم و به تبع آن میان زیست اخلاقی و جنبش نرم افزاری، نیازمند بازشناسی جایگاه اخلاق و ماهیت امر اخلاقی و نیز تامل در ماهیت علم و دانش مدرن و سپس پیگیری نسبت میان این دو هستیم. اما چنین بازشناسی و تاملی نیازمند پژوهشی عمیق و طولانی است که از حوصله این نوشتار که صرفا در مقام معرفی و فتح باب حوزه های مرتبط با جنبش نرم افزاری است خارج است. در اینجا ما صرفا برآنیم تا در چارچوبی کلی الزامات این نسبت سنجی را یادآور شویم، بدین منظور تعریفی کوتاه از اخلاق بدست داده و سپس به محورهای نسبت سنجی میان آن با علم و فناوری از زویای گوناگون اشاره ای کوتاه خواهیم نمود.
برخی از تعاریف اخلاق:
در زبان انگلیسی اخلاق دو معادل دارد: moralو ethic، به طور کلی می توان moral را منسوب به رفتار فردی دانست و ethic را معطوف به ارزشهای خاص جامعه. (2)
Ethic را به معنای علم اخلاق نیز نامیده اند. بنا به تعریف ژ. نابر «علم اخلاق اشاره است به سرگذشت معقول کوشش ما برای وجود داشتن، سرگذشت میل انسان است به وجود». امروز علم اخلاق را برابر نظام پردازی ذات گرایانه مکتب مدرسی قرون وسطی قرار می دهند و آن را زیربنای قلمروی فردی می دانند. علم اخلاق نظرگاهی فلسفی از «باید بودن» است و لفظی است که نمی توان آنرا جمع بست. اخلاق (moral) در سطحی متفاوت قرار دارد و صحیحتر آنست که بگوییم اخلاقیات یعنی نحوه های بینش جامعه ها در مورد آنچه نه از لحاظ نظری بلکه در عمل عاقلانه است. (3)
كانت به عنوان سرسلسله تفکر مدرن، معتقد بود عملي اخلاقي است كه عامل آن دربارة نتايج عمل خود فكر نكند، يعني سود و زيان آن عمل، مورد نظر كنشگر قرار نگيرد و در واقع معطوف به نفس عمل باشد. كانت همچنين معتقد بود عملي اخلاقي است كه عمل كننده بتواند آن عمل را به عنوان يك اصل عام و بشري معرفي كند(4)
آيتالله مطهري نیز به عنوان اندیشمند بزرگ اسلامی در تعريف مفهوم اخلاق معتقد است كه اخلاق، خود نوعي تربيت شمرده ميشود و به معني كسب خلق و حالت و عادت ميباشد.(5)
از دیدگاه ایشان، علم اخلاق علمى است كه دستورالعملهاى كلى براى زيستنمقدس، متعالى و ارزشمند را مورد بحث قرار مىدهد. به عبارتديگر علم اخلاق علم قالبهاى كلى چگونه زيستن متعالى و باقداست مىباشد. اين چگونگى، هم شامل رفتار مىشود و همشامل ملكات نفسانى، يعنى انسان بايد چگونه رفتار كند وچگونه ملكاتى بايد داشته باشد تا زيستن او باارزش باشد.ملكاتى مانند عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حكمت، استقامت،وفا، صداقت و ... (6)
در مباحث اخلاقی در جهان امروز ما با دانشی مهم و تاثیر گزار به نام فلسفه اخلاق نیز روبرو هستیم. فلسفه اخلاق رشتهاى علمى، فلسفى و نوپاست كه در آثار گوناگون اهلفن، تعاريف متفاوتى براى آن عرضه گرديده است. در بين آثارى كه نامفلسفه اخلاق، بر آن نهاده شده است مىتوان سه نوع مسالهمتفاوت را يافت:
الف- گاهى اين آثار بيانگر ديدگاهى خاص در زمينه مسائل اخلاقىاست; مثلا، مسائل اخلاقى را از ديدگاه اسلام و يا مسيحيتبررسىمىكند. در اين حال، گزارههايى چون «عدالتخواهى خوب است»،«دروغگويى بد است»، «كمك به مستمندان وظيفه ماست» و «سقط جنين ناصواب است» بيانگر اين توصيف است. در عين حال، ممكن است ازسوى بعضى از ديدگاههاى فرهنگ غرب، نظرى متناقض با اين گزارههاابراز گردد. هرگزاره اخلاقى را،كه درصددتوصيف اخلاقى يك فعل انسانى،از نظر يك شخص خاص، يك قوم خاص و يا بطور كلى، از يك ديدگاهخاص است، اخلاق توصيفى، (Descriptive Ethics) مىنامند. براى اثباتگزارههاى اين قسم از روشى نقلى استفاده مىشود.
ب- اخلاق دستورى يا اخلاق هنجارى، (Normative Ethics) نيز ازمباحثى است كه در فلسفه اخلاق مورد بحث قرار مىگيرد. در اين بخش،به نفس مسائل اخلاقى، قطع نظر از آراء و انظار يك قوم يا يك مذهب يايك راى خاص، توجه مىشود. اخلاق دستورى در اثبات گزارههاى خودروشى استدلالى و عقلى - در مقابل نقلى - دارد.
ج- فرااخلاق، (Meta_ethics) نيز سومين نوع است كه گاهى به آن اخلاقنظرى، (Theoretical Ethics) ،اخلاق فلسفى، (Philosophical Ethics) يا منطقاخلاق، (The Logic Of Ethics) و گاهى نيز فلسفه اخلاق (به معناى خاص)اطلاق مىشود. در اين بخش، از معنى و مفاد گزارههاى اخلاقى و اجزاىآن بحث مىشود; مثلا،خوب،بد، صواب،خطا، وظيفه، بايد و نبايد. گاهىنيز عدل و ظلم را از واژههاىاخلاقى محسوب مىدارند. بررسىمفادحقيقىاين الفاظ برعهده فرا اخلاق است. (7)
بازخوانی مولفه های اخلاقی دین: نسبت سنجی میان جنبش نرم افزاری و مقوله اخلاق از جنبه ای دیگر نیز برای ما حائز اهمیت است. راه اندازی جنبشی در باب تولید علم و نظریه در جامعه ای که بستر اصلی آن را دین و معارف دینی تشکیل داده است بدون رجوع به ماهیت دین و بازشناسی مولفه های حیات دینی امکان پذیر نخواهد بود.
از دیدگاه شهید مطهری به پيوند میان اخلاق و دين مىتوان از جهات مختلفى توجه كرد، ازجمله اينكه اولا، دين مىتواند بنياد اخلاق باشد و از اين طريق مىتواندآن را ضمانت كند. (8) ثانیا، وجود اخلاق و نياز بشر به آن، دليلى بر نياز به ديناست. بدين بيان كه انسانها هرگز بدون اخلاق نمىتوانند زندگىكنند، جامعه بشرى لزوما نيازمند اخلاق است و ثالثا اینکه اخلاق مورد نياز جوامع بشرى بايد اخلاقى همهجانبه و با مبنا وپايه و اساسى محكم باشد. اين نوع اخلاق نيز تنها با وجود دينو معنويت دينى امكانپذير است كه بهترين تغذيهكننده چنيناخلاقى است و تنها راه آن است. پس بشر به دين نيز محتاج ونيازمند است. (9) اوصاف اصول اخلاقى مانند جاودانگى و يا نسبيت و...عينا به دين هم منتقل مىشود و باعث جاودانگى يا ... اصولاخلاقى دين نيز مىگردد. (10) با رجوع به معارف اسلامی می توانیم اخلاق را به عنوان یکی از محورهای اصلی این دین مبین مورد بازشناسی قرار دهیم. پیامبر گرامی اسلام هدف از رسالت خویش را به اتمام رساندن اخلاق حسنه اعلام می کنند: « إنّما بعثت لأتمّم مکارم الأخلاق »؛ (11)
رابطه علم و اخلاق:
این رابطه را حداقل از دو سو می توان مورد توجه قرار داد. یکی آنکه آیا
اخلاق خود یکی از شاخه ها و گرایش های علم است و آیا اصولا علمی به نام
علم اخلاق می تواند وجود داشته باشد؟ در مورد علم بودن اخلاق همواره
دیدگاههای متناقضی وجود داشته است. سئوال درباره علم بودن اخلاق مدت زمان
زیادی موضوع بحث نظریه پردازان اخلاق بوده و آنان را به دو اردوگاه بزرگ
تقسیم کرده است. براساس وضعیت «تسلسل»، علم و اخلاق، شباهت های اساسی با
یکدیگر دارند و حتی اگر اخلاق واقعا یک علم نباشد، نقاط اشتراک بسیار
بیشتری از آنچه مردم می پندارند میان آن دو وجود دارد. از طرف دیگر
طرفداران اردوگاه«عدم تسلسل» می گویند:اخلاق و علم اساسا دو موضوع مختلف
هستند که هرگز با هم تلاقی نمی کنند. (12)
همچنین در این راستا سئوال دیگری نیز مطرح است و آن اینکه آيا علم و فناوري هم ميتواند اخلاق داشته باشد؟ چگونه؟ در اينجا نيز جوابهاي مختلفي داده شده است اما جوابي كه تقريباً اجماعي نسبت به آن وجود دارد، گرچه در باب فروع و جزئيات آن اختلافنظرهايي بين فيلسوفان اخلاق هست، اين است كه گفته ميشود در باب هر عمل ارادي انسان ميتوان داوري اخلاقي كرد. همه اين اعمال ارادي براي تغيير جهان نيست، بلكه بخشي از آن در ساحت معرفت و براي شناخت جهان است مانند تحقيق كه اين اعمال هم ميتواند مشمول داوريهاي اخلاقي قرار گيرد. يعني چنانچه داوريهاي اخلاقي ناظر به هرگونه فعل ارادي انسان است، پس بخشي از اين افعال كه جنبه شناختي دارد نيز مشمول داوري اخلاقي قرار ميگيرد. بنابراين، ميتوان بحث اخلاق را به بحث علم و فناوري هم تسري داد.(13)
اما رویکردهای متعارضی نیز در این خصوص وجود دارد که فلسفه پوزیتویستی یا اثبات گرایانه یکی از این رویکردهاست. يكى از اصول فلسفه اثباتگرايانه كه در تمامى علوم جا افتاده، مسئله بىطرفى ارزشى است؛ يعنى اينكه به لحاظ ارزشى علم خنثى است و نبايد در تحقيقات معرفتى يا در يافتههاى دانش ارزشها را دخالت دهند؛ به عبارت ديگر، فكر پوزيتويسم و اثبات گرايانه مىگويد: علم، ماهيت فن آورانه يا كاربردى دارد؛ اين نگاه توصيه مىكند شما كه دنبال علم هستيد، ارزشهاى خودتان را دخالت ندهيد و اينها را كنار بگذاريد تا به دانش حقيقى نايل شويد؛ يعنى اگر دانش از ارزشها پاك نگردد منشأ انحراف است. (14)
اما قطعا چنین رویکردی با بسترهای تولید علم در جامعه اسلامی تنافر ذاتی دارد. همچنانکه امروز در خود جهان غرب نیز دیگر چنین دیدگاهی از اعتبار سابق برخوردار نیست.
یكی از عناصر ذاتی بررسی جهان علم در عصر حاضر، توجه جدیبه جایگاه و مسؤولیتهای پژوهشگران در جامعه و به طور كلی، نقشعلم در پیشرفت تمدن است. به عبارت دیگر، یك گزارش علمیجهان نمیتواند از پرداختن به اساسیترین سؤالات روز مبنی بر اینكهچه اخلاقی باید بر علم اعمال شود؟ پرهیز كند.
تغییر جامعه در پرتو پیشرفتهای علمی و آگاهی روزافزون نسبتبه دو جنبه بودن موارد استفاده از این پیشرفتها، ضرورتا به یكی ازویژگیهای جهان دوران بعد از جنگ جهانی دوم تبدیل شده است.این پیشرفتها در عین حال كه عامل عمدهای برای خوشبختی وسعادت بشر و رهایی وی از چنگال موانع طبیعی به شمار میآید امادر عین حال به عنوان یك ابزار احتمالی و بالقوه برای (خودنابودی)او نیز تلقی میشود.
اخلاق ما را بر آن میدارد تا به طور مداوم هوشیار وگوش بزنگ باشیم كه هدف ما از پیشرفتهای علمی تضمین این امرباشد كه علم و فنآوری كمك مثبتی است برای سعادت مشتركانسانها و نیز پیشرفتهای اجتماعی و آزاداندیشی. (15)
در جامعه امروز ما اخلاق علمي، وضعيت بحث انگيزي دارد که خود ناشي از
مساله آميز بودن زمينه هاي موجود فرهنگ دانشگاهي و فرهنگ اجتماع علمي در
کشور است. البته اين امر، به نوبه خود انعکاسي از ضعف ها و نارسايي هاي
عمومي تر در اخلاق اجتماعي است که آن هم تحت تاثير عوامل زمينه اي، محيطي،
ساختاري و تاريخي شکل مي گيرد. بنابراين وضعيت مساله انگيز اخلاق علمي
ما، با رويکرهاي اراده گرايانه و خطاانگارانه، قابل توضيح نيست بلکه بايد
اولا منطق محيطي، زمينه اي و ساختاري فهميده شود و ثانيا بسترهاي تعاملي
براي دست به کار شدن خود دانشگاهها و انجمنهاي علمي و تخصصي و نهادهاي
حرفه اي فراهم گردد چرا که توسعه اخلاق حرفه اي، نه با پند و اندرزها و نه
با فرهنگ سازي هاي بيروني (به ويژه از نوع دولتي آن) بلکه از طريق کنشهاي
ارتباطي خود ياران و ذي نفعان اجتماع علمي و دانشگاهي، و به صورت شيوع و
انتشار درونزا، ميسر مي شود. (16)
یکی از مهترین مولفه های اخلاق حرفه ای در حوزه علم التزام به مقوله مالکیت فکری و معنوی است. امری که در بسیاری از نقاط جهان از سالیان دور به عنوان امری بدیهی مورد حمایتهای شدید قانونی بوده است اما در جامعه ما هنوز هم به عنوان پدیده ای غیر ملموس به آن نگریسته می شود.
مالكيت فكري داراي دو حوزة گستردة "مالكيت ادبي و هنري" و "مالكيت صنعتي" است. وجه مشترك دوحوزه حمايت از خلاقيتهاي فكري است. حقوق پديد آورنده در اين دو حوزه شامل حقوق مالي ـ اقتصادي و حقوق معنوي و اخلاقي ميشود. حقوق اخلاقي مالكيت فكري، امتيازات غيرمالي است كه به شخصيت پديد آورنده مربوط ميشود و براي حمايت از اوست. (17)
موارد حقوق اخلاقي مالكيت فكري
1. حق افشاي اثر: حقي است كه نويسنده براساس آن دربارة زمان، مكان و چگونگي افشاي اثر خود به شخص يا اشخاصي تصميم ميگيرد.
2. حق حرمت نام و عنوان پديد آورنده: براساس حق حرمت نام و عنوان، پديد آورنده ميتواند انتشار اثر را با نام و عنوان خود بخواهد يا اينكه انتشار اثر را بدون نام يا با نام مستعار طلب كند.
3. حق تماميت اثر: مهمترين حق اخلاقي، حق تماميت اثر است. براساس اين حق هيچ كس نميتواند يك اثر ادبي يا هنري را بدون موافقت پديد آورنده تغيير دهد؛ هر چند تغيير اندكي باشد. (18)
از سوی دیگر در حوزه تولید علم و دانش و نیز عرصه های گوناگون پژوهشگری ما هنوز فاقد عنصر تعیین کننده ای به نام اخلاق حرفه ای هستیم. مراد از اخلاق حرفهاي، مسئوليت اخلاقي فرد از منظر شغل است. يك پزشك به عنوان شخص حقيقي مسئوليت اخلاقي دارد. مسئوليتهاي اخلاقي او برخاسته از شغلي است كه بر دوش گرفته است، به گونهاي كه اگر شغل ديگري ميپذيرفت، مسئوليتهاي اخلاقي وي تغيير ميكرد. هر شغلي به اقتضاي حرفهاي، مسئوليتهاي اخلاقي ويژهاي ميآفريند. اخلاق در اين مفهوم شغلوابسته است كه بر حسب تنوع مشاغل، محتاج اخلاقيات ويژه هستيم: اخلاق پزشكان، اخلاق معلمان، اخلاق مديران، و... (19).
در عرصه تولید علم و فناوری با توجه به نقش فرادستی و بنیادین این عرصه لزوم رعایت اخلاق حرفه ای اهمیتی صدچندان می یابد. بر اساس مبانی مختلف، مولفه های فراوانی می توان برای اخلاق حرفه ای در حوزه تولید علم و دانش برشمرد. در اینجا صرفا بر یکی از مهمترین و بنیادیترین آموزه های دینی در این خصوص اشاره می کنیم. بدیهی است که بررسی دقیقتر و جامعتر آموزه های دینی در خصوص اخلاق علمی نیازمند پژوهشی وسیع و گسترده است که جنبش نرم افزاری نیز برای تداوم راه خویش نیازمند اهتمام عملی نسبت به آن است.
اما یکی از مولفه ها و معیارها اصلی در خصوص اخلاق علمی در دین مبین اسلام، التزام به درستی و حقیقت و دوری از خطا و ناراستی در عرصه معرفتی است. این نکته هر چند به عنوان آموزه ای اخلاقی امری بدیهی قلمداد می شود اما در حوزه معرفت و دانش به سبب خصلت حقیقت نمای معرفت علمی اهمیتی مضاعف می یابد و در نتیجه التزام عملی به حقیقت در پژوهشهای علمی در واقع هم تنها شیوه مقبول در انجام صحیح پژوهش و هم مهمترین شرط اعتماد به نتایج پژوهشهای علمی است. در این خصوص می توان آموزه اسلامی «الصدق صلاح كل شئ والكذب فساد كل شئي» (به خير و صلاح درآورنده هر چيزي راستي و مايه تباهي هر چيزي ناراستي است.) (20) به عنوان یک الزام شرعی ذکر نمود. همچنین از رسول خدا ذکر شده است: «لاتنظروا الي كثرة صلاتهم وصومهم وكثرة الحج والمعروف وطنطنتهم بالليل ولكن انظروا الي صدق الحديث واداء الأمانة»( به بسياري روزه داري و نماز گزاردن مردم و به بسيار گزاردن حج و نيكي كردن و سروصداي عبادات شبانه آنان، ننگريد، بلكه به راستگويي و درست كرداري آنان بنگريد )(21)
همچنين خداوند متعال در سوره اسراء آيه 36 مي فرمايد: “و لا تقف ما ليس به علم ان السمع و البصر والفواد كل اولئك كان عنه مسئولا” و هرگز برآنچه علم واطمينان نداري دنبال مكن كه در پيشگاه خدا چشم وگوش و دل همه مسئولند. يا در سوره حجرات آيه 12 ميفرمايد: “يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم” اي اهل ايمان از بسياري از پندارها و ظن در حق يكديگر اجتناب كنبد كه برخي ظن و پندارها معصيت است. امام صادق(ع) ميفرمايد: “البهتان علي البري اثقل من الجبال الراسيات” بهتان زدن بر شخص بيگناه سنگينتر از كوههاي محكم و استوار است (22)
از سایر این مولفه های اخلاقی نیز می توان به تزکیه نفس، لزوم وفای به عهد و لزوم امانتداری اشاره نمود که هر کدام از آنها در نسبت با تولید علم و دانش نیز قابلیت باز تعریف و باز شناسی دارند:
« قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زکیها و قَدْ خاب مَنْ دسیها ». سورهٔشمس، آیهٔ 9 و 10. « هر کس نفس (ناطقهٔ) خود را از گناه و بدکاری پاک و منزّه سازد به یقین رستگار خواهد بود، و هر که آنرا به کفر و گناه پلید گرداند البتّه زیانکار خواهد گشت.
"يا ايها الذين آمنوا او فوابالعقود"(23) اي كساني كه به خداوند ايمان آورديد.به عقد و عهد خود وفا كنيد .
"والموفون بعهدهم اذا عاهدوا...(24)نيكان كساني هستند كه به عهد خود وفا مي كنند و رعايت تعهدهارا همانند عبادت خداوند گرامي مي دارند .
"و اوفوابالعهد ان العهد كان مسئولا"(25) به ميثاق خود عمل نماييد و به آن وفا كنيد ، زيرا هنگام محاسبه الهي رعايت عهد مورد سوال قرار مي گيرد .
"انالله يامركم ان تودو الامانات الي اهلها"(26) خداوند به شما امر مي كند كه هر گونه امانت را به صاحب آن برگردانيد، خواه امانتهاي مادي باشد ، خواه معنوي، خواه به شخصيتهاي حقيقي باشد، خواه به شخصيت هاي حقوقي .
پی نوشتها:
1- مصطفی ملکیان به نقل از روزنامه تهران امروز
2- محمد عابد الجابري. «بازگشت به اخلاق». نقد و نظر، سال چهارم، شمارة 13 ـ 14، زمستان و بهار 1376 ـ 1377، ص 102.
3- شارل هانری دوفوشه کور، اخلاقیات، ترجمه محمد علی امیر معزی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1377، ص 8
4- حسين بشيريه (گفتوگو). «اخلاق، سياست و سياستمدار». همشهري، سال هشتم، شماره 2041، يازدهم بهمن 1378، ص 6.
5- مرتضي مطهري. تعليم و تربيت در اسلام. چاپ شانزدهم، تهران: صدرا، 1386، ص 95
6- يادنامه استاد شهيد مرتضى مطهرى، زيرنظر دكترعبدالكريم سروش، ج 1، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى،سال 60، ص 406
7- ماركوس جى سينگر مترجم: حميد شهريارى به نقل از سایت www.balagh.net
8- مرتضی مطهری، تعليم و تربيت در اسلام، صدرا، سال67، ص 18، 34، 135 – 136
9- مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، صدرا، سال 70، ص 291
10- يادنامه، ج1، ص 383- 384
11- کنز العمّال، ج3، ص16، ح5217
12- ماسیمو پیگلوچی، ترجمه خسروقدیری : آیا اخلاق از بعضی جهات یک علم است. به نقل از.www.wei.org
13- ملکیان به نقل از روزنامه تهران امروز
14- حسينكچويان، فصل نامه علوم سياسي، شماره 26
15- نوئل لنوار، اخلاق علم: بین انسانگرایی و نوینگرایی، مترجم: علی صباغیان، به نقل از سایت آفتاب
16- مقصود فراستخواه، اخلاق علمي رمز ارتقاي آموزش عالي، جايگاه و سازوکارهاي «اخلاقيات حرفه اي علمي» در تضمين کيفيت آموزشي عالي ايران، به نقل از پایگاه موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي
17- سيد حسين صفايي، مالكيت ادبي و هنري و بررسي قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، نشرية حقوق و علوم سياسي، شمارة 6 و 7، تابستان 1350.
18- همان، ص 122
19- احد فرامرز قراملكي، اخلاق حرفهاي. نشر مجنون، قم، 1385، 102
20- محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمة، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ج5، ص285
21- همان مدرك، ص288
22- ميزان الحكمه، ج1، ص503
23- سوره مائده، آيه 1
24- سوره بقره، آيه 177
25- سوره اسراء، آيه 34
علوم انسانی زیربنای طب است دراین مجال از آن سخن می گوییم